**چت روم جديد باشگاه بزرگ پرسپوليس راه اندازي شد براي وارد شدن از لينک زير استفاده کنيد**
.:: چت روم باشگاه بزرگ پرسپوليس ::.
رایانهـــــ و مذهبیـــــــ و شعر - لواط چیست (همجنس بازی)
لطفا این مطلب رو کامل بخوانید و اگر در زندگی مرتکب هر گناهی  می شوید این عمل کثیف رو انجام ندید

مطلب پیشنهادی وبلاگ درمورد ترک خود ارضایی لطفا دیدن فرمایید

واگر این گناه را کسی  خدایی نکرده انجام داد بداند در توبه همیشه به رو انسان بازه است و از این گناه بزرگ و کثیف توبه کند

لواط انجام عمل جنسى بين دو جنس مذكر است به گونه اي كه دخول در دُبر محقق بشود واسم ديگرش هم جنس بازي است
همجنس گرايي در اسلام و همه اديان الهي حرام است . لواط از گناهان بزرگ است. شخصى كه مرتكب اين عمل شنيع مىشود، از نظر خدا و رسول او و ملائكه مورد لعنت واقع مىشود و اگر در حال بلوغ و يا اختيار، اراده و عقل مرتكب اين عمل شده باشد و بدون توبه واقعى مرده باشد، عذاب او شديد خواهد بود. پيامبر اكرم(ص) مىفرمايد: «وقتى كه لواط كننده در قبر نهاده شد بيشتر از سه روز باقى نمىماند و خداوند او را ميان قوم هلاك شده لوط پرتاب مىكند و روز قيامت هم با آن قوم ستمكار محشور مىشود» ، V}(ميزانالحكمه، ج 11، ص 5369){V. حال اگر هر دو يا يكى بالغ بوده و عمل لواط در نزد حاكم شرع يا با اقرار و يا شهادت شهود، ثابت شود، بايد حد شرعى بر او جارى گردد و حد آن به يكى از چند صورت است: الف) كشتن با شمشير و امثال آن، ب ) سوزاندن، ج ) دست و پاى او را بسته و از كوه پرتاب كنند، د ) سنگسار كردن، ه ) خراب كردن ديوار بر روى او. البته هر كدام را حاكم صلاح بداند، اجرا مىكند و اين در صورتى است كه دخول محقق شده باشد. اما اگر دخول نكرده باشد، حد آن صد ضربه شلاق است. حال اگر قبل از شهادتِ شهود توبه كند، حد ساقط مىشود؛ ولى اگر لواط كننده و مفعول يا يكى از آنها بالغ نبودهاند حد جارى نمىشود؛ بلكه اگر نزد حاكم ثابت شود تأديب مىشوند و چون بالغ نبودهاند، گناهى در نامه عمل آنها نوشته نمىشود ، V}(تحريرالوسيله، ج 4، ص 198 و 199){V. كسى كه خداى ناخواسته با پسرى عمل لواط انجام داده، اگر يقين دارد كه هنگام عمل حتي قسمت کمي از آلت داخل در دبر شده است، خواهر و دختر و مادر لواط دهنده بر لواط كننده حرام است، ولى دختر و مادر فاعل بر مفعول حرام نيست. بله، اگر عمل لواط به صورت متقابل انجام شده باشد؛ يعنى، هر يك هم فاعل بوده و هم مفعول، ازدواج با افراد مذكور براى هر دو حرام است. اما اگر لواط به حدّ دخول نرسيده و فقط در حد تفخيذ انجام گرفته و يا اگر الان شك دارد كه آيا لواط همراه با دخول بوده يا به صورت تفخيذ انجام شده، افراد مذكور حرام نمىشوند و ازدواج با آنها مانعى ندارد.

لواط چيست؟
_________________



لواطت آن فعل ناپسند و زشتی است که فطرت انسانی از وی نفرت دارد، کسيکه اين جرم را مرتکب شود، اين فعل او شاهد سخافت عقلش می باشد و نشان می دهد که در نهادش فساد مطبوع گرديده و قواعد فطری از اين عملکرد نفرت دارند.
(
تسکين نمودن شهوت از پيزی را لواطت ناميده می شود). چنانچه گيتی آفرين، قوم لوط را توبيخ نموده می فرمايد:

{
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ {165} وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ{166}الشعراء165- 166

ترجمه: آيا طبقهء ذکور جهانيان را مورد حملهء جنسی قرار می دهيد، و از طبقهء نسوان که برای همين کار (جماع نمودن طبق شريعت) آفريده شدند، رو می گردانيد، يقيناً شما متجاوزين هستيد.



لواطت در قوم لوط عليه السلام رايج يافت، در حقيقت اين کردار قبيح در طبع کسی منطبع می گردد که شرم و حيا در نهاد خود نداشته باشد، ديگر آبرو و عزت برايش باقی نمانده باشد و اعتبار نامه اش در نزد مردم جريحه دار گرديده باشد، و فطرت آنکس از مقام والای فراست افتيده مقاميکه عفت و پاکی را رياست و کنترول می کرد، بالآخره، اين شخص در رديف آن عده افراد اوباشی قرار می گيرد که در عوض رزق حلال و گوشت پخته شده، گوشت خام و متعفن و آگنده از بوی بد را اختيار می نمايند و آن را مورد استفاده قرار می دهند و تن خود را آلوده از اوساخ و چرک و پليدی می سازند در حقيقت فطرت اين ناکس کور گرديده و نهادش منعکس و در سرشت آن شرارت و خبث جايگزين شده و مفعول نيز از عوارض و حادثه های بی شمار مصئون نخواهد ماند.


ابن قيم رحمه الله می فرمايد: کشتن مفعول بهتر است از اينکه زنده بماند ورنه چنان فساد گستردهء را رهبری خواهد نمود که ديگر اصلاح آن ممکن نخواهد بود، زيرا که پيزی فروش تمام خوبی های خود را الوداع می گويد، حياء از چهره اش مرخص می شودو مفعول ديگر يک موجود مطلق العنان خواهد بود که نه از خالق عالم ترس دارد و نه از خلائق حياء و نطفهء فاعل در روان و قلب او چنان سرايت می کند چون زهر در بدن.
اهل علم تصريح می کنند که مفعول بدتر، بلکه قبيح تر و خبيث تر از ولد زناء می باشد، ديگر نبايد هيچ نوع خير را از او توقع داشت، بلکه وی ترک کرده شود. هر گاه مفعول کدام خير و نيکی را اراده کند، خداوند بطور سزا مرادش را بر نمی آرد و نامرادش می سازد. نه علم نافع نصيبش می گردد، نه عمل صالح و نه توبهء نصوح، الا ما شاء الله



_____________

انسان و كردار ناشايست او

مؤلف: جمال بن عبد الرحمن اسماعيل
مترجم: عبد البصير امين بدخشانی

لواطت بی حيايی و قباحت بی کران است



لواطت چنان فعل ننگين است که حيوانات از او نفرت دارند، هيچ وقت ميان دو حيوان نر اين روش نامبارک صورت نمی گيرد و چنين بی سليقگی تنها در سرشت انسان نهفته است. عدهء از بنی آدم عقل خود را بباد ضياع می دهند و از عقل استفادهء غلط می کنند. مثلاً استخدام نمودن عقل در اشاعت شرور و فساد. ميان زنا و لواطت اگر تقابل کرده شود، لواطت نسبت به زنا افحش است، دليل اين مدعا اينکه خداوند از زنا بنام فاحشه و از لواطت بنام الفاحشه تذکر داده اين دو نوع استعمال با هم تفاوت نمايان دارند. معنی نکره (بدون الف لام) اينستکه زنا يکی از بی حيايی ها است و مفهوم معرف (آمدن الف لام در اول کلمه) اينکه کلمه الفاحشه مشتمل می گردد بر تمام بی آزرمها و فحشاء ها گويا لواط ضامن همه بدکاری ها است.

خداوند در باب لواط می فرمايد:

{
أَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن}ا الْعَالَمِينَ لأعراف80
ترجمه: چرا ناسزای را مرتکب می شويد که در صفحهء هستی هيچ متنفسی آن را ارتکاب نکرده.


اما در رابطه با زنا و پليد ازاری ارشاد می فرمايد: {وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَسَاء سَبِيلاً }الإسراء32 ترجمه: بر زنا قريب مشويد که فاحشه و بدکاريست.



از فرمان خداوندی دانسته شد که زنا فاحشه و لواط الفاحشه است، شايد لواط را الفاحشه از اين جهت ناميده شده باشد که در زنا مرد و زن هر دو از لحاظ غريزهء جنسی شرکت دارند، رغبت بسوی زنا در جانبين وجود دارد. چرا که در هر دو طرف شهوت نهاده شده است، اما دين مقدس اسلام غذای اين شهوت فطری را به طريقهء مهذب برنامه ريزی نموده است که بايد يک نفر مسلمان با پرداخت مصارف اندکی غريزهء جنسی خويش را از طريق نکاح نمودن با زنی تغذيه نمايد، و اسلام عروسی را حلال و زنا را حرام خوانده است،
خداوند در سورهء مؤمنون می فرمايد:

{
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ{5} إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ{6} فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ{7} المؤمنون 5 – 7 ترجمه: "مؤمنين کسانی اند که شرمگاه خويش را محفوظ نگاه می دارند در همبستری نمودن با کنيزان و منکوحات خود هيچ نوع ملامت نيستند هر کس بدون اين دو نوع در تلاش ديگران می شود، ، وی از حدود مقررهء خداوندی گذشته است".


هر قسم روابطيکه ميان زن و مرد بدون ازدواج قايم گردد، آنرا زنا ناميده می شود، البته قايم شدن ارتباط ميان زن و مرد را اقتضای فطری قيادت می کند. گويا منادی فطرت از هر دو طرف در هيجان است، البته حرمت بخاطری است که در انتخاب محل اشتباه شده. بر عکس آن تعلقی که ميان دو مرد صورت می گيرد، فطرت بشری منکر آنست و در اسلام نظيری برای جواز آن در دست رس قرار ندارد، نه اين کردار زشت در فطرت داخل است و نه طبع سليم بسويش رغبت دارد. {مَا سَبَقَكُم بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِّن الْعَالَمِينَ }الأعراف80 ترجمه: قبل از شما هيچ کس در گيتی اين فعل را مرتکب نشده. ابن ابی الدنيا از قول مجاهد نقل می کند که کسی فعل لواط را انجام دهد و در تمام آبهای آسمان و زمين غسل کند، حالت ناپاکی او به پاکی تبديل نمی گردد، بلکه همان نجاست قبلی برقرار است. فضيل بن عياض رضی الله عنه سخت تر نوشته است که عامل کردار قوم لوط اگر در هر قطرهء که از آسمان می چکد غسل نمايد باز هم در حالت جنابت با خالق خود ملاقات خواهد نمود. يعنی آب پاک نمی سازد چرک آن گناه هائيرا که جنايت کار را از رب خود دور ساخته

خسارات پزشکی لواطت

سيد سابق رحمه الله می گويد: چونکه عمل لواط يک جرم سنگين و زيان آور است اسلام نيز در اجرای سزا شدت اختيار نموده است. از کتاب "الاسلام و الطب" تصنيف محمد وصفی چند نقصانات را اقتباس نموده در ذيل متذکر می شويم:


فاصله گرفتن از منکوحهء خود:
يکی از نتايج اين عمل اينکه انسان از زن خود دوری اختيار می کند تا جای که توان همبستری با عروس خود را ندارد، در نتيجهء آن مقاصد زوجيت که حصول اولاد است سقوط می گردد و بر اين کار خانهء خير و منفعت قفل و يأس آويخته می شود و زوجهء مسکين صيد مأيوسيت می گردد. آن زن نه ديگر به محبت های سرسری خوشحال است و نه بر تلطف های تزيوری و نه بر مسکن مرفه. ديگر زندگی برای آن زن تلخ است و حيات برايش آتشکدهء دوزخ گويا آن صنف نازک نه در رديف زنان شوهر دار است و نه در صف زنان طلاق داده شده.


اختلال اعصاب:
عمل لواط ناتوانی افزون در پيها ايجاد می کند، بالآخر آن کس خود را مرد تصور نمی کند. انگيزهء اساسی اين ضعف، همان خيال های شهوت رانی و تصورات پوچ است، و تصوير عضو تناسل پسران، پيوسته در ذهن اين شخص جای دارد، در نتيجهء اين خيالات ضعف جسمانی ايجاد می گردد و امراض گوناگون بر اعصاب يورش می برند. حلاوت زندگی از دل ربوده می شود، علاوه برين ريشه های قضيب و حشفه تخريب می گردند.


اضمحلال دماغ:
در اثر تجاوز جنسی عقل توازن خود را از دست می دهد، خيالات بی سود متداوم قوت ارادی انسان را تضعيف می کند، و تصويب رأی زا آن کس مفقود می گردد، غدود (قوهء فکر افزا) دماغ فعاليت خويش را معطل می گرداند، اختصاراً اينکه در اين انسان سبک سر امراضی از قبيل: انتشار فکر، فتور عقل، وبلادت، تسلط حاصل می کند، و بطور عموم بر چنين مسکين بلاده در آوان جوانی موت واقع می شود.


توليد ماليخوليا:
ماليخوليا (مرض سوداوی ناخوشی دماغ که باعث خيالات بيهوده می شود و گاهی بطور سخت و شديد می گردد که مريض نسبت به همه چيز بدبين و بی اعتناء می شود و گاه مبادرت بخود منشی می کند) که يک مرض مهلک می باشد در اثر فعل لواط ايجاد می گردد، بلکه لواطت بزرگترين سبب ماليخوليا است، و اعضاء بدن وظايف خود را از دست می دهند، اضطرار در جسم پيدا می شود.

عدم توفير اشتهاء:

کسيکه دچار عمل لواط است، در جريان همبستری بطور کامل لذت نمی برد، چونکه اين عمل خلاف طبيعت است، در پيها ضعف ايجاد می کند. در اثر آن لذت مفقود می گردد، و در آوان وطی فشار و نيروی زياد بخرج داده می شود، که بالای عضلات فشار می آيد در اثر آن انسان قدرت جماع را از دست می دهد.

کاهل شدن اعضاء:
تجاوز جسمی اعضای انسان را مفلوج می سازد هر قسمت جسم کنترول خود را مفقود می سازد و در اثر سست شدن عضلات، بدن کيفيت امساکی خود را از دست می دهد، ديگر مفعول از عهدهء امساک مواد غائطی بر نمی آيد و تعداد کثيری از مفعولين را مشاهده می توان کرد که در اثر کنترول مسک پيزی در پليدی خود تلطخ و تلوث دارند و پليدی از جسم آنها بدون اراده بيرون می گردد.

دستگير شدن اخلاق:
فساد در اخلاق چنين کسان ايجاد می گردد، طبيعت حالت ادراکی اش را از دست داده و توان فرق ميان حسن و قبح را ندارد، و در اثر کنش لواط قوت ارادی (آن قوهء محرکه که وقتاً فوقتاً وی را از قبايح آگاه می ساخت) ختم می شود، و ضميرش اخلاق شايسته را نمی شناسد. اين گروه ديگر ارتکاب فظاعت و رسوائی را معيوب نمی دانند و نه در کالبد خود فطرت سليم دارند که اوشان را از ارتباط فظيع با پسران و امردان باز دارد، آنها پيوسته اين فعل شرمگين را مرتکب می شوند و خواهشات خود را از اين راه محظور تسکين می سازند.

توبهء لوطی پذيرفته می شود بعد توبهء دخول جنت محظور نيست
علامه ابن قيم رحمه الله می فرمايد: لوطی اگر توبهء راستين و نصوح کند، و اعمال نيکو را پيشهء خود سازد، عهد پيری بهتر از دور جوانی شود و جای سيئات و بدبختی ها را حسنات اشغال نمايد و نگاه خويش را حفاظت کند، و لکهء لواط را محو سازد، شرمگاهش را مصئون دارد، حقوق الله را صادقانه تعميل کند، بخشوده خواهد شد و جنت نصيبش خواهد گرديد. چونکه توبهء ماحی هر نوع گناه است و ذات اقدس نيز غفار الذنوب است تا حدی که اگر مشرک از عقيدهء خويش باز آيد و با دست نياز آيد، بعيد نيست که محرم راز آيد هم چنين قتل انبياء، جادو و کفر همه گناه های وخيم اند. ليک توبه همگی را محو می سازد بايد تأخير در توبه نکرد، بارش رحمت هنگاميکه انسان را در چادر خود می پيچاند، اوساخ و چرکی ها از آن کس چنان زايل می شود که گويا گناه نکرده باشد. (بطور عموم تجربه شده است که کسيکه به سيمای فعل شنيع معروف می گردد، مسلسل مورد غيبت مردم قرار می گيرد، باشد که وی توبه کند و مردم با پيوسته غيبت خود از گناه های او بکاهند و اين سرزنش ها سبب رفع درجات گردد. مترجم).
رب جليل بطور ضمانت اعلام نموده است کسيکه از شرک، قتل نفس و يا زنا توبه کند، سيئات آن را مبدل بر حسنات گردانيده می شود، اين اعلام خداوندی هر تايب را شامل می گردد.
آيات قرآنی:
{
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ }الزمر53
ترجمه: ای پيغمبر از طرف من بر بندگانم بگو، هر کسيکه مرتکب خسران و زيان گشته است، نوميد از رحمت من نگردد، الله همگی گناه هان را می بخشد، الله غفّار و مهربان است. زمر
اين عموم تنها شامل حال تايبين می شود، ليکن بر خلاف مزبور اگر کسی در پيری هم خصلت های جوانی را ترک نمی کند، بلکه ترقی روز افزون در معاصی دارد، توبهء نصوح نصيب آن شخص نخواهد گرديده و نه فعل صالح، و نه عمر ضياعش را تلافی توان کرد ونه جای بدبختی ها را نکويی توان گرفت. توقع داشتن حسن خاتمه بعيد بنظر می خورد، حالا که دخول جنت بر حسن خاتمه نگاه دارد، موجب اين همه افسردگی ها عامل آن کردار است، چنانکه خداوند بسبب بعض نيکی ها اجر نيکی های ديگر را افزون می سازد، همچنين به انگيزهء بعض سيئات سزای بدی های ديگر را نيز زياد می کند



  • تاریخ :
  • نویسنده : م.د